آمد بهار و عطر گل از خاوران وزيد / محمد پروانه
آمد بهار و عطر گل از خاوران وزيد
وقتى نسيم صبح نشابورمان وزيد
اغلب چه شكل مىشود آن تكههاى ابر؟
آنجا كه بر فراز سرم بىامان وزيد
تا فروردين سبز نشابور خنده زد،
توفان گل به پا شد و بر بوستان وزيد
بيدارباش قطرهى باران به دانهها
تا گل درآورند، بر اين خاكدان وزيد
آتش گرفت دشت شقايق غروب را
تصوير يك كمان، به دل آسمان وزيد
آن دور، در ترنّم زيباى آبشار
لفظ روان آب، در او بىامان وزيد
گويى زمين به روى دل آسمان پريد
يك آسمانِ چلچله بر كهكشان وزيد
پروانهزار شد همهى باغ و دشتها
وقتى بهار، بر همه جا مهربان وزيد
بايد قياس كرد عمر گل و عمر خويش را
وقتى كه گل، شهيد شد و ناگهان وزيد
گلدستههاى لاله پر از فيض مىشود
وقتى اذان بلبل از آن بىكران وزيد
محمد پروانه نیشابوری
وقتى نسيم صبح نشابورمان وزيد
اغلب چه شكل مىشود آن تكههاى ابر؟
آنجا كه بر فراز سرم بىامان وزيد
تا فروردين سبز نشابور خنده زد،
توفان گل به پا شد و بر بوستان وزيد
بيدارباش قطرهى باران به دانهها
تا گل درآورند، بر اين خاكدان وزيد
آتش گرفت دشت شقايق غروب را
تصوير يك كمان، به دل آسمان وزيد
آن دور، در ترنّم زيباى آبشار
لفظ روان آب، در او بىامان وزيد
گويى زمين به روى دل آسمان پريد
يك آسمانِ چلچله بر كهكشان وزيد
پروانهزار شد همهى باغ و دشتها
وقتى بهار، بر همه جا مهربان وزيد
بايد قياس كرد عمر گل و عمر خويش را
وقتى كه گل، شهيد شد و ناگهان وزيد
گلدستههاى لاله پر از فيض مىشود
وقتى اذان بلبل از آن بىكران وزيد
محمد پروانه نیشابوری
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 19:19 توسط مدیر سایت
|