پاسخ فرج‌الله سلحشور به كارشناس و شاكي پرونده يوسف پيامبر (ع)

خبرگزاري فارس: فرج‌الله سلحشور به اظهارات كارشناس و شاكي پرونده يوسف پيامبر (ع) پاسخ داد.


به گزارش خبرگزاري فارس،‌ «فرج‌الله سلحشور» تهيه‌كننده و كارگردان يوسف پيامبر (ع) در نامه‌اي درخصوص شكايت از وي در رابطه با نگارش فيلمنامه مجموعه يوسف پيامبر (ع) نوشته است:
در تاريخ 29 بهمن 88 آقاي «عباس باب ويهي» مصاحبه‌اي با يكي از خبرگزاري‌ها داشتند و در خصوص كارشناسي انجام گرفته بر روي متن «آقاي شهاب‌الدين طاهري» و اينجانب فرج‌الله سلحشور توضيحاتي دادند كه قابل تأمل است.
1 - آقاي باب ويهي فرمودند چهار ماه است كه تحقيقات اين كارشناس ادامه دارد. پاسخ اينكه آقاي باب ويهي وقتي متن آقاي طاهري و متن بنده و نيز خود سريال موجود است (يعني دزد حاضر و بز حاضر) شما در چه موردي تحقيقات مي‌كنيد؟ هر عاقلي مي‌فهمد كه اگر اين دو متن با يكديگر مقايسه شود سرقت ادبي!! يا عدم سرقت روشن مي‌شود و اين مقايسه با بيست و چهار ساعت هم انجام مي‌گيرد چهار ماه وقت لازم نيست!
2 - و در بند دوم فرموده‌اند اين سناريو دو هزار دقيقه است و كارشناسي يك كار فني است و بايد به دقت انجام شود. برادر ارجمند كارشناسي يك كار فني است اما مقايسه دو كتاب و دو متن كه كارشناسي نمي‌خواهد هر كس كه سواد خواندن و نوشتن داشته باشد مي‌تواند بفهمد كه اين دو متن چقدر شبيه به هم هست يا نيست.
3- در بند سوم آقاي باب‌ويهي فرمودند اظهارات متهم و شاكي پرونده نمي تواند ما را از راه عدالت خارج كند و در بند بعد فرمودند ما مرعوب نمي شويم و پايمان را از خط عدالت بيرون نخواهيم گذاشت و اگر كسي بخواهد غير قانوني يا شانتاژ كند جاي او در جمهوري اسلامي نيست.
پاسخ: بايد عرض كنم مطالب آقاي باب ويهي كاملاً صحيح است اما بايد ديد چه كسي شانتاژ و يا تهديد مي‌كند و غير قانوني عمل مي‌نمايد. بايد پرسيد آيا بنده كه اصرار دارم زودتر تكليف اين پرونده را روشن كنيد و اگر بنده تقلب و سرقت كرده‌ام چرا زودتر اعلام نمي‌كنيد، آيا اين شانتاژ است يا شانتاژ كار شماست كه يك مقايسه ساده را چهار ماه طول مي‌دهيد؟ آيا بنده تهديد كرده‌ام كه بر عليه من تصميم نگيريد و اقدامي نكنيد؟ بنده كه اصرار دارم زودتر نتيجه را اعلام كنيد.
در جاي ديگر فرموده‌ايد سلحشور در نشستي جهت پاره‌اي سوالات شركت نكرد.
پاسخ: من مگر به جز سناريوي نوشته شده خود حرف ديگري مي‌توانم داشته باشم؟! اگر تقلب صورت گرفته يا نگرفته همه چيز در خود سريال و فيلمنامه كه هر دو در اختيار شماست موجود است. بنده بايد چه چيز جز فيلمنامه بگويم؟ آقاي باب ويهي شايد شما به دنبال چيز ديگري هستيد كه براي بنده پوشيده است. اگر جز اين است چرا مقايسه اين دو متن را انجام نمي‌دهيد؟
در آخر مصاحبه، آقاي باب ويهي فرموده‌اند كه مجبور شديم با افرادي كه در نگارش فيلمنامه مجموعه يوسف پيامبر (ع) از سال 80 همكاري داشته اند اطلاعات لازم را بدست آوريم.
از مطلب آخر بر مي‌آيد كه آقاي باب ويهي قبول دارند سناريوي مجموعه يوسف پيامبر (ع) نوشته شده- رو نويسي نشده، در ثاني توسط يك نفر در يك مكان خلوت و دور از چشم ديگران هم نبوده، توسط جمعي بيش از سيزده نفر نگارش يافته. جهت اطلاعتان بايد عرض كنم اين متن از سال 79 تا 81 ابتدا از طرحي هشت صفحه‌اي، سپس خلاصه‌اي 28 صفحه در بيست و هشت قسمت و سپس سيناپس 160 صفحه‌اي و بعد در فيلم داستاني سيصد صفحه‌اي و در پايان در سناريويي هزار و هشتصد صفحه‌اي نگارش يافت و تمام دست نوشته‌ها از ابتدا تا انتها موجود مي‌باشد و اين جمع سيزده نفره كه متشكل از 3 نفر محقق، 3 نفر كارشناس علوم قرآني، يك نفر مشاور فيلمنامه و 5 نفر فيلمنامه‌نويس از ابتدا تا انتهاي اين سه سال در كنار يكديگر خط به خط را با يكديگر نوشته‌اند و بنده به عنوان نويسنده بر اجراي سناريو نظارت داشتم و همه تحقيقات و اصلاحات جمع را اجرا مي‌كردم.
در ثاني متن آقاي طاهري را بنده به جز قسمت يازدهم آن اصلاً نديده‌ام و كتاب آن را هم اجازه ندادم كه اصلاً وارد مجموعه محل كارم شود و آن را بيرون انداختم.
سوال اين است: آقاي باب ويهي آيا اين سيزده نفر حي و حاضر و شاهد موجود، سه سال با يكديگر نشسته‌اند كه از روي يك سناريو از آقاي طاهري رونويسي كنند؟!
و در اواخر سال 80 و بخشي از سال 81 به مدت يازده ماه اين سريال در سيما فيلمي كه بعضي از اعضاي آن متن آقاي طاهري را خوانده بودند مورد نقد و بررسي قرار گرفت. به همه اين شواهد اضافه كنيد نظارت استاد «پرورش» را كه مدام مورد مشورت ما بود. با اين همه مي‌توانيد بگوييد همه اين تلاش‌هاي شبانه‌روزي براي دزدي از يك اثر قرآني صورت گرفته؟!
اما مطالب آقاي شهاب‌الدين طاهري: ايشان ادعا كرده كه متنش را در سال 81 در اختيار آقاي «لاريجاني» قرار داده و ايشان نيز به سلحشور داده‌اند. اين دروغ محض است. آقاي لاريجاني كتابي به بنده نداده‌اند. ايشان زنده و حي و حاضر هستند. در جايي ديگر گفته‌اند در سال 79 با آقاي لاريجاني ملاقاتي داشته‌اند. اين مطلب صحيح است چون نسخه خطي اين سناريو، آن هم «قسمت يازدهم» را در همان سال آقاي لاريجاني به بنده دادند. آن هم فقط قسمت يازدهم. بنده همه متن را هيچ‌گاه نديده و در اختيار نداشته‌ام.
در جايي ديگر آقاي طاهري فرموده‌اند متن را در اختيار مقام معظم رهبري و ... جاهاي مختلف قرار داده‌ام. مگر بحث بر سر خوب بودن يا نبودن متن شماست؟ شما بگوييد چند نفر متن شما را با متن بنده مقايسه كرده و معتقد به سرقت ادبي بوده. آقاي طاهري شما ادعا كرده‌ايد كه كليات متن شما و بنده شبيه به هم است و بنده كليات را از شما دزديده‌ام و جزئيات را تغيير داده‌ام. اولاً كه كليات يوسف (ع) را در همه دنيا اگر همه نويسنده‌ها بنويسند جز آنچه كه در كتب آسماني و در قرآن هست نمي‌توانند چيز ديگري بنويسند پس اگر بنده تقلب كرده باشم ابتدا از روي دست خدا كرده‌ام كه خداوند باري تعالي هم تا كنون از بنده به عنوان سارق قصه خود به هيچ دادگاهي شكايت نكرده. ثانياً بهتر نيست شما به جاي اينكه بگوييد متن را به چه كساني داده‌ايد، بگوييد كجاي جزئيات فيلمنامه ما از روي فيلمنامه شما نوشته شده؟!
در جاي ديگر آقاي طاهري گفته است پس از پخش مردان آنجلس در سال 77 در ديدار عوامل سريال با مقام معظم رهبري قرار شد كه سلحشور به نگارش فيلمنامه حضرت موسي (ع) مشغول شود و سلحشور نگارش موسي را آغاز كرد. اين نيز دروغ ديگر شماست. نگارش موسي را قرار شد آقاي «سعيد بهمن‌پور» انجام دهند و بنده كارگرداني كنم كه از طرف عده‌اي از دوستان خودمان با كارگرداني حضرت موسي (ع) توسط بنده مخالفت شد و بنده به درخواست آقاي لاريجاني ساخت و نگارش يوسف (ع) را آغاز كردم و اينكه از زبان آقاي لاريجاني هم نقل كرده‌ايد كه ايشان گفته‌اند سلحشور، موسي را مي‌نويسد براي ساخت موسي از متن شما استفاده خواهند كرد. اين هم دروغ است. چرا كه ايشان خودشان موسي را از من گرفتند و به ديگري دادند، چگونه ممكن است به شما بگويند سلحشور موسي را مي‌نويسد؟
در جاي ديگر گفته‌اند آقاي لاريجاني به سلحشور براي ساخت مجموعه يوسف (ع) (از روي متن آقاي طاهري) پيشنهاد دادند. در حالي كه بنده با آقاي لاريجاني شرط كرده بودم كه متن سريال يوسف را بايد خودم بنويسم و بر روي متن ديگري كار نخواهم كرد و آقاي لاريجاني چون اصرار كردند و يك قسمت از متن آقاي طاهري (قسمت يازدهم) را به بنده دادند، بنده هم به احترام آقاي لاريجاني آن را خواندم و روز بعد به ايشان برگرداندم و گفتم اين يك قسمت را قبلاً آقاي طاهري به من داده بود و خوانده بودم. اين اصلاً سناريو نيست و شباهتي هم با داستان حضرت يوسف قرآن ندارد. و ديگر هيچ گاه متن و كتاب طاهري را نديدم و نخواندم.
در جاي ديگر گفته در سال 81 با تهيه دست نوشته‌اي از روي متن و ارائه به صدا و سيما قرارداد سي ميليون توماني بست. اين را نيز ايشان دروغ مي‌گويند. آقاي طاهري از سادات دروغ به اين بزرگي بعيد است. ايشان از جد و جده بزرگوارشان در روز قيامت خجالت نمي‌كشند؟ ايشان در همين مصاحبه گفتند در سال 79 بنده قرارداد نگارش يوسف را با سازمان بستم و 30 ميليون تومان هم گرفتم و خود ايشان بارها پيغام و پسغام دادند كه چرا كار موازي مي‌كنيد؟ چرا دوباره كاري مي‌كنيد؟ اين متن من كه حاضر است، چرا همين را كار نمي‌كنيد؟ اين مطلب را بارها از طرق گوناگون از جمله از طريق پدر بزرگوارشان با بنده در ميان گذاشتند كه متن ايشان را كار كنم و متن جديدي را ننويسم. بنده به ايشان و به ابوي محترم‌شان عرض كردم كه يوسفي كه ايشان نوشته‌اند اصلاً سناريو نيست! ايشان هنوز تفاوت توصيف و تصوير را نمي‌دانند، چطور مي‌توانند نويسنده متن مهم و ارزشمندي مثل حضرت يوسف (ع) شوند و ايشان مي‌دانستند كه من با آقاي براهيمي و يك گروه سيزده نفره در حال نگارش هستيم و خيلي تلاش كردند كه متن ايشان را كار كنيم اما تلاش‌شان بي‌نتيجه ماند و حالا اين‌گونه انتقام مي‌گيرند. در جاي ديگر آقاي طاهري گفته‌اند سلحشور براي نگارش سريال يوسف پيامبر (ع) از توراتي تحريف شده استفاده كرده است و از طرفي مدعي هستند كه از متن ايشان تقلب كرده‌ام. بنده به آقاي طاهري عرض مي‌كنم: بالاخره متن شما و من اگر شبيه به هم است بايد هر دو متن از تورات تقلب شده باشد. اگر متن شما توراتي نيست پس متن من هم كه از شما تقلب كرده‌ام توراتي نيست و اگر متن شما توراتي نيست و متن من هست پس اين دو شباهتي به يكديگر ندارند و اگر بگوييد هر جا متن بنده خوب است از شما تقلب كرده‌ام و هر جا بد است از تورات، اين هم با گفته‌هاي قبلي شما تناقض دارد!
در همين مصاحبه گفته‌ايد بارها عليه سريال مصاحبه كرده‌ايد و همه جاي سريال اشكال دارد و كسي هم تا كنون جواب انتقادهاي شما را نداده. يعني شما مدعي هستيد سريالي كه پر از اشكال است از روي متن شما نوشته شده؟! من اصلاً به عقل شما شك دارم. اگر عاقل بوديد چنين ادعايي نمي‌كرديد.
در جاي ديگر و در مصاحبه‌هاي مختلف گفته‌ايد سناريوي خود را به صدا و سيما داديد، رد كردند. كه اين را بخش فرهنگي سيما فيلم هم تأييد مي‌كند كه چند بار سناريوي شما را رد كرده.
فرموديد به حوزه هنري و ارشاد هم داديد جواب ندادند. شما نبايد فكر كنيد كه علت اين نپذيرفتن‌ها و رد كردن‌ها چيست؟!! فكر مي‌كنيد با شما عناد داشتند يا سناريوي شما سناريو نبود؟ من از نظر محتوايي نمي‌گويم (كه از نظر محتوي هم اشكال دارد) منظورم تكنيك سناريونويسي است.
در پايان شما در شكايت دوم خود گفته‌ايد چرا سلحشور گفته است من سناريونويس نيستم و ...
آيا به راستي شما سناريونويس هستيد؟! آيا آموزش ديده يا دانشگاه ديده اين رشته هستيد؟! آيا قبلاً سناريويي از شما چاپ شده؟! آيا قبلاً تجربه كارگرداني يا دستياري داشته‌ايد كه به خود اجازه داديد از روي متن قرآن سناريو بنويسيد؟!
آقاي طاهري شما قرآن را به بازي گرفته‌ايد. اگر كوچك‌ترين اطلاعي از اين هنر داشتيد به خود اجازه چنين كاري را نمي‌داديد. بهتر نيست به جاي ناراحت شدن و سر هم‌بندي و جنجال، جواب اين سوالات را بدهيد؟!
آقاي طاهري سريال يوسف پيامبر (ع) را بيش از صد كشور جهان ديده‌اند و علماي بزرگ و مراجع عظام از جمله آقايان جوادي آملي، مكارم شيرازي، نوري همداني و بسياري از بزرگان از جمله مقام معظم رهبري از رسانه‌ها آن را تأييد كرده‌اند و اگر بنده يا كسي جواب انتقادهاي شما را نداده‌ايم به خود غره نشويد. انتقادهاي شما اصلاً ازرش پاسخ دادن نداشت. من گمان مي‌كنم مقام معظم رهبري اگر گوش شنوا داشتيد پاسخ شما را در ملاقات اعضاي مجموعه يوسف پيامبر (ع) با ايشان دادند. فكر نمي‌كنم خود را عالم‌تر از ايشان بدانيد.